عباس اقبال آشتيانى

347

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

5 - قافله حاج هر سال آزادانه از عراق به مكه برود و با خود دو علم داشته باشد يكى بنام سلطان مصر ديگرى باسم ايلخان ايران ؛ 6 - سلطان مصر از تبعيد قراسنقر صرف‌نظر كند . معاهده به اين شرايط بين طرفين به امضا رسيد و الملك الناصر كه خود مردى متعصب و مسلمان بود و خريدوفروش مسكرات را موقوف و به بستن خراباتها امر داده بود مخصوصا از اقدام ابو سعيد بنظير اين اعمال خوشوقت گرديد و در تحكيم مبانى دوستى با او اصرار ورزيد و تا آخر عهد ابو سعيد اين دوستى برقرار بود و مكرر بين اين دو پادشاه سفرا رفت‌وآمد مىكردند و هدايا و نفايس براى تقديم مىبردند . در سال 720 الملك الناصر جمعى از سرداران خود را امر بهجوم به ارمنستان صغير و غارت شهر سيس پايتخت كيليكيا داد و ايشان از نيمهء ربيع الآخر اين سال ببعد شهر سيس را غارت كرده از نهر جيحان گذشتند و سراسر ارمنستان را بباد غارت دادند و پادشاه صغير آن مملكت لئون پنجم كه ده سال بيش نداشت و اتابك ارمنى او چاره‌اى نديدند جز آنكه از پاپ ژان بيست و دوم استمداد كنند و عالم عيسويت را به كمك بطلبند . پاپ در جواب نوشت كه سلاطين اروپا گرفتار جنگ با يكديگرند و نمىتوانند بمدد او بيايند ولى خود او قشونى به كمك ارمنستان مىفرستد . رسيدن اين خبر الملك الناصر را بر ارمنستان خشمناك كرد و بار ديگر آن مملكت را بباد غارت داد و امير تيمور تاش حاكم بلاد روم را هم به دست‌اندازى ببلاد عيسوىنشين ديگر تحريك نمود و تيمور تاش غفلة به شهر سيس ورود كرد و تا ساحل دريا پيش راند و غنايم و اسراى بسيار گرفت و امير ديگرى از امراى ترك نيز همين معامله را با شهرهاى عيسوىنشين كرد و شهر ادانه بدست مصريان سوخت و قريب 000 ، 20 از ارامنه به اسيرى گرفتار شدند . رسيدن اين اخبار جانگداز به پاپ بار ديگر او را به خيال يارى ارمنستان انداخت و اين‌بار علاوه بر اعانه‌اى كه جهت پادشاه آن مملكت جمع‌آورى كرد و فرستاد مراسله‌اى بتاريخ 13 ژوئيه 1322 ( 27 ج 2 سال 722 ) از شهر آوين‌يون « 1 » به ابو سعيد نوشت و سياست

--> ( 1 ) - Avignon